.

.

نون و قلم نبی است و مایسطرون حسین
طاق فلک علی است به عالم ستون حسین
خلقت تمام حضرت زهراست خون حسین
هستی تمام ظاهر و مافی البطون حسین
با یک قیامت است هم الغالبون حسین
در این قیام نقطه پرگار زینب است

قــلـــمـــکـــده

وبلاگ-کد لوگو و بنر

۳ مطلب در آذر ۱۳۹۳ ثبت شده است


مقاله ی "مروری بر خواص ضد خوردگی نانو رنگدانه های بر پایه اکسید آهن" منتشر شده در نشریه دنیای رنگ را می توانید از اینجا دانلود کنید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۹۳ ، ۰۱:۲۷
علی اصغر جاویدپرور

رژیم صهیونیستی در سال 1947 میلادی در منطقه ای استراتژیک و در بین کشورهای عرب مسلمان بوجود آمد. اگر بتوان پازل پیدایش چنین رژیمی  در آن مقطع زمانی و مکانی را به درستی تکمیل کرد، می توان ارتباط بین این رژیم و داعش را بهتر تحلیل نمود.

مهمترین ویژگی کشورهای عربی در این مقطع زمانی را می توان توجه ویژه به نژاد عرب و گسترش پان عربیسم در اغلب کشورهای خاورمیانه عنوان کرد. این خصوصیت تا جایی گسترش پیدا کرد که یکی از دلایل فروپاشی عثمانی پس از جنگ جهانی اول را تقابل اندیشه ی پان ترکیسم و پان عربیسم در این امپراطوری دانسته اند. پان عربیسم در کنار همه ی مضرات، یک مزیت عمده داشت و آن ایجاد ارتباط و وحدت در بین کشورهای عرب زبان بوده است، وحدتی که می توانست با توجه به در اختیار داشتن عمده ذخایر انرژی جهان، کشورهای غربی و به عبارتی دولت های استعمار گر را با مشکلات بزرگی مواجه سازد.

در چنین شرایطی و با ورود انگلستان جهت تامین منافع غرب، رژیمی ساخته می شود که مهمترین ویژگی آن نیز نژاد پرستی است. در واقع غرب با این کار چند هدف عمده را دنبال می کند، اولا تشکیل حکومتی با خصوصیتی کاملا متضاد با کشورهای عربی و درست در بین آنها جهت ایجاد جنگ و نا امنی در منطقه، ثانیا ایجاد رژیمی دست نشانده در محل اتصال سه قاره و در نزدیکی کانال سوئز به عنوان گلوگاه تجارت دریایی اروپا به آسیا و ثالثا جلوگیری از پیشرفت خاورمیانه و تبدیل شدن آن به رقیبی جدی برای اروپا با ایجاد جنگ های قومی مذهبی میان مسلمانان و یهودیان.

امروز نیز با گذشت حدود 65 سال از این واقعه، رژیم سازی آمریکا و انگلستان در خاورمیانه مجددا فعال شده و برای جلوگیری از گسترش تفکر شیعه ی انقلابی (ایران، عراق، بحرین، یمن، سوریه) که مهمترین تفکر مبارزه جو با غرب تلقی می شود، گروه های سلفی افراطی را برای مشغول کردن مسلمانان به خود و درگیری های قومی و قبیله ای و غفلت از دشمن واقعی در این منطقه بوجود آورده است.

بنابراین آنچه که ایران می بایست جهت ادامه ی مبارزه ی خود با ظلم جهانی در نظر بگیرد و هرگز از آن غافل نشود این است که داعش و حتی صهیونیسم خاکریزهای اول و دوم این جبهه هستند و دشمن اصلی که خود را پشت این اختلافات قومی مذهبی پنهان نموده است، همانا آمریکا و انگلستان هستند و از این دشمنان هرگز نباید غافل شد.    

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۳ ، ۲۰:۲۳
علی اصغر جاویدپرور

بسمه تعالی

جناب آقای دکتر مطهری با عرض سلام و ادب.

احتراما اینجانب به سیاق حضرت عالی که عادت به نوشتن نامه های سرگشاده به رهبری و دیگر مسئولین نظام دارید، سوالات و انتقادات خود نسبت به سخنرانی اخیر شما در دانشگاه فردوسی مشهد را به صورت نامه ای سرگشاده خدمتتان مطرح می کنم به امید آنکه همانگونه که حضرت عالی احتمالا انتظار پاسخگویی از مخاطبان نامه های تان را دارید، داشتن این انتظار از جانب بنده را بعید نپندارید.

سوالاتم را طی چند مقدمه ی مشخص مطرح می کنم و امیدوارم در هر قسمتی از این مقدمات که اشکالی وارد می دانید مطرح بفرمایید.

اولا اینکه جمهوری اسلامی دشمنانی داخلی دارد که به هر دلیل قصد براندازی نظام را دارند و از هر فرصتی برای این کار استفاده می کنند. دوما اینکه اعتراضات به نتایج انتخابات (که بعضا برخی از عوام مردم هم به دلیل داشتن شبهه و نه از روی دشمنی با آن همراه بودند) محمل مناسبی برای این گروه ها بود تا از این فضای متشنج برای مقاصد شوم خود استفاده کنند و استفاده کردند.

سوما اینکه این گروه ها با توجه به اینکه برای براندازی به حمایت توده ی مردم نیاز دارند، از هر فرصتی برای جو سازی علیه نظام و گسترش شایعات و اتهامات استفاده کرده و عده ای را برای رسیدن به مقاصد خود با خود همراه می کنند.

حال سوال بنده اینجاست که با توجه به این شرایط، که عده ای چون گرگ در انتظار کوچکترین حرکت تحریک آمیزی نشسته اند، دادن تریبون به سران معترض باعث ملتهب تر شدن فضا نمی شود؟ آیا عاقلانه تر این نیست که نظام در جلسه ای غیر علنی و در آرامش موارد اعتراضی را بررسی و پاسخگوی شبهات باشد؟ و آیا این کار انجام نشد؟ شمایی که می فرمایید پس از انتخابات کاندیدای پیروز باید مخفی می شد تا شرایط فرو کش کند به نظرتان حضور سران معترضین در انظار عمومی و احتمالا انجام سخنرانی تحریک آمیز باعث شعله ور تر شدن آتش فتنه نمی شد و آیا فکر نمی کنید در این شرایط بسیاری در انتظار پاسخ باقی نمانده و در آن صورت فاجعه ای هولناکتر از آنچه روی داد اتفاق می افتاد؟

 ماجرای محاکمه ی علنی سران فتنه نیز در ادامه ی همین ماجراست. به نظر شما حضور این افراد در جلسه ی دادگاه باعث دادن بهانه به دست براندازان نیست که مجددا همین را دستاویز کرده و نظامی که حفظ آن از اوجب واجبات است را با تهدید و چالش مواجه کند؟ با توجه به اینکه عدم تمکین این افراد به فرمان رهبری در نماز جمعه 29 خرداد 88، نظام را به لبه ی پرتگاه کشاند، در این صورت آیا فکر کرده اید در صورت اعلام حکم اعدام (که بسیار محتمل است)، همین مراکز حقوق بشری و همین دول غربی که بهانه های آنها دغدغه ی شما شده است، چه قهرمان سازی از این افراد کرده و چه بازی ها که سر نظام در نمی آورند؟ آیا وقوع این اتفاقات شرایط را سخت تر از حالت کنونی نمی کند؟ لطفا پاسخ دهید...

 در جایی فرموده بودید نظر رهبری در مورد فلان مطلب و دستورشان حکم حکومتی نبوده و ما می توانیم خلاف آن عمل کنیم. این دیدگاه آیا شما را به یاد مسائل رخ داده در مجلس ششم و ماجرای قانون مطبوعات نمی اندازد که دقیقا با همین دلیل می خواستند نظر رهبری را دور بزنند و در آنجا کسانی که امروز در مورد حصرشان سخن می گوییم به حمایت از فرمان رهبری پرداختند؟ این برای شما زشت نیست؟ به نظرتان رهبری در جایی که نظر خود را مطرح می کنند خود بهتر نمی دانند که اگر مصلحت بزرگتری در میان نباشد نباید آن نظر را بگویند و اگر نظری مطرح می کنند قصدشان انجام یافتن آن امر است و این یعنی حکم حکومتی؟

در جای دیگری فرمودید نظر رهبری مبنی بر حصر را خلاف عدالت می دانید. با توجه به اینکه دارا بودن عدالت از ویژگی های اصلی ولی فقیه می باشد و در صورت عدم آن، رهبری خود به خود از ولایت ساقطند و ادامه ی رهبری ایشان در حکم طاغوت است، لطفا به صورت مشخص نظر خود را درباره ی ادامه ی ولایت مقام معظم رهبری بیان بفرمایید.

با تشکر

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۳ ، ۰۰:۴۳
علی اصغر جاویدپرور