.

.

نون و قلم نبی است و مایسطرون حسین
طاق فلک علی است به عالم ستون حسین
خلقت تمام حضرت زهراست خون حسین
هستی تمام ظاهر و مافی البطون حسین
با یک قیامت است هم الغالبون حسین
در این قیام نقطه پرگار زینب است

قــلـــمـــکـــده

وبلاگ-کد لوگو و بنر

چرا مذاکره با آمریکا ممنوع است؟

دوشنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۴، ۱۰:۴۹ ب.ظ

رهبر معظم انقلاب در دیدار کارکنان نیروی دریایی سپاه پاسداران فرمودند:"مذاکره با آمریکا ممنوع است به خاطر ضررهای بی‌شماری که دارد و منفعتی که اصلاً ندارد."

در این نوشتار قصد داریم به اختصار درباره ی دلایل ممنوعیت مذاکره با آمریکا و ضررهایی که این ارتباط دارد و منفعتی که ندارد، توضیحاتی ارائه دهیم.

1-   مذاکره با آمریکا پیرامون حقوق ملی و همچنین مسائل منطقه ناخودآگاه پیش فرضی را تایید می کند که آن چیزی نیست جزکد خدایی و ریاست آمریکا بر جهان. این در حالی است که اسلام قدرت و عزت را نه در ثروت و اقتصاد و نه در تجهیزات و ادوات نظامی بلکه در نحوه ارتباط گیری با محور قدرت عالم یعنی خدای متعال معرفی نموده است. بنابراین قبول کردن ابر قدرتی و ریاست آمریکا بر جهان اولین ضرر مذاکره با این شیطان بزرگ است.

2-   تقابل دو دیدگاه در مدیریت جهان امروزه مورد توجه بسیاری از تحلیلگران سیاسی قرار گرفته است. دیدگاه اول به رهبری آمریکا که لیبرال دموکراسی و انسان محوری را بهترین نظام سیاسی و فرهنگی معرفی می کند و در مقابل آن حکومت دین مدار و اسلام محوری است که نزدیک به چهار دهه است توسط تشیع و به طور خاص جمهوری اسلامی ایران به منصه ی ظهور رسیده و به دنیا معرفی شده است. هر کدام از این دو دیدگاه امروزه طرفداران و منتقدینی را در سراسر جهان به خود اختصاص داده است و تقابل منافع این دو استراتژی صحنه ی جنگ های نیابتی را در دنیا شکل داده است. جنگ امروز جبهه ی مقاومت با محور استکبار از بحرین و یمن تا سوریه و لبنان و نیجریه حاکی از عمق این تقابل منافع است. امروز مستضعفان و آزادگان جهان که از دنیای وحشی و بی خدای لیبرال دموکراسی و پروپاگاندای رسانه ای غرب گریزانند، راهی جز در آمدن به آغوش جمهوری اسلامی (که تنها دیدگاه رسمی در تقابل با غرب است) ندارند. حال نشستن مقامات ارشد این دو دیدگاه دور یک میز و لبخند زدن به هم و دست دادن و قدم زدن با هم، چه تصویری از این تقابل در دیدگاه تحلیلگران جهان ایجاد خواهد کرد؟ آیا جز نا امیدی مستضعفان و آزادگان را در پی دارد؟

3-   در آیه 9 سوره ممتحنه آمده است: "خداوند شما را بازمی‌دارد از دوستی ورزیدن با کسانی که به خاطر دین با شما جنگیده‌اند ، و شما را از شهر و دیارتان بیرون رانده‌اند ، و برای اخراج شما پشتیبانی کرده‌اند و یاری داده‌اند . کسانی که ایشان را به دوستی گیرند ، ظالم و ستمگرند .‏" در این آیه مومنان از ارتباط گیری با سه گروه منع شده اند، اول کسانی که بر ضد مسلمانان دست به سلاح شده اند، دوم کسانی که مسلمانان را از دیار خود اخراج نموده اند و سوم یاری دهندگان به کسانی که مسلمانان را اخراج کرده اند. رژیم صهیونیستی سال هاست با اخراج مسلمانان فلسطین از سرزمین پدری و غصب این کشور به یکی از مصادیق بارز "أَخْرَجُوکُم مِّن دِیَارِکُمْ" تبدیل شده اند. روشن است که اگر یاری ها و پشت گرمی های آمریکا به این رژیم نا مشروع نبود، هیچگاه گستاخی این غاصبان به آن چیزی که امروز شاهد آن هستیم نمی رسید. بنابراین آمریکا را می توان مصداق اظهر من الشمس "ظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِکُمْ" دانست و دشمن درجه یک مسلمانان نامید.

4-   کارنامه سیاه جنایات آمریکا در ایران هیچ گاه از حافظه تاریخی این ملت پاک شدنی نیست. کودتای 28 مرداد 1332 (که اخیرا اسناد دخالت آمریکا در آن به صورت رسمی توسط سازمان سیا منتشر شد)، شهادت دانشجویان در 11 آذر 1332، حمایت از استبداد شاهنشاهی، مصادره اموال ایران، هجوم نظامی به طبس، حمله به کشتی ها و سکوهای نفتی، ساقط کردن هواپیمای مسافربری، حمایت از گروهک های مسلح تروریستی مانند سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، حمایت و همکاری اطلاعاتی با ارتش صدام در جنگ هشت ساله و... تنها بخشی از کارنامه ی ننگین آمریکا در برخورد با ایران اسلامی است. آیا می توان حتی بدون یک عذر خواهی از کنار این همه جنایت گذشت؟

5-      مذاکره یعنی معامله و داد و ستد و شیعیان از عاشورا درس خودداری از معامله و کنار آمدن با جائران و طواغیت تاریخ را آموخته اند. متاسفانه عده ای سعی کردند این گونه القا کنند که از واقعه ی عاشورا می توان درس مذاکره با طاغوت گرفت در حالی که حضرت اباعبدالله در این واقعه نه با زبان مذاکره و معامله بلکه با زبان نصیحت و نکوهش با دشمن برخورد نمودند. بازی برد برد یعنی تامین همزمان منافع جبهه ی حق و جبهه ی باطل که این امکان پذیر نیست مگر آنکه جبهه ی حق از صراط مستقیمش منحرف شود. اعتدالی که به معنی راهی مابین حق و باطل باشد، چیزی جز انحراف نیست. باید مراقب بود.

نظرات  (۶)

سلامی نثار شما همراه با چند پرسش
آیا معیشت مردم که با توافق با ابرقدرتها ، سازماندهی خواهد شد امری اهم است یا تن دادن به اعتراض و سخنرانی های تعداد اندکی دلواپس؟
تا به کی می خواهیم مردممان را با اظهارات تعدادی ، لای منگنه و در شعب ابی طالب نگه داریم؟
سوال آخر: این بزرگوار فرمودند که سابقه بدی دارد آمریکا. حال سوال این است که مردم عراق سابقه سیاهی برای ملت شهیدپرور ما ندارد که اکنون از هر لحاظ آنها را ساپورت می کنید؟

معرفتی دیگر باید...
پاسخ:
سلام
مسئولین وظیفه ی تامین معیشت مردم را دارند و در آن شکی نیست ولی در این فرض که معیشت مردم همراه با ذلت و زانو زدن در برابر (به اصطلاح)ابر قدرت ها انجام می شود، ان قلت های اساسی وجود دارد و جای بحث فراوان
شعب ابی طالب مثال جالبی است برای مسلمانان، پیامبر هم می توانستند با مشرکان ساخت و پاخت کنند و امتشان را لای منگنه نگذارند ولی این کار را نکردند، باید دید چرا اینکار را انجام ندادند.
پاسخ سوال سوم واضح است. حساب حزب بعث از مردم شیعه ی عراق جداست. جنگ امروز ما با داعش عراق در واقع انتقام گیری از حزب بعث هم هست
یا علی
۰۱ آبان ۹۴ ، ۰۱:۲۹ یک بیسواد افراطی منحرف
 نظر رهبری از وز اول مخالفت با هرنوع مذاکره بود. این دیپلماتها و
مسوولان واداده ما بودند که با ایشان همراهی نکردند و ایشان را مجبور
کردند. باور نمی کنید؟ این سخنان رهبری بود:
"مسأله‌ی ساده‌لوحی و مذاکره. مذاکره، یعنی چه؟ صرف این‌که شما بروید با
امریکا بنشینید حرف بزنید و مذاکره کنید، مشکلات حل میشود؟ این‌طوری که
نیست. مذاکره در عرف سیاسی، یعنی معامله. مذاکره با امریکا، یعنی معامله
با امریکا. معامله، یعنی داد و ستد؛ یعنی چیزی بگیر، چیزی بده. تو از
انقلاب اسلامی، به امریکا چه میخواهی بدهی، تا چیزی از او بگیری؟ آن چیزی
که شما میخواهید به امریکا بدهید، تا در مقابل از او چیزی بگیرید، چیست؟
ما چه میتوانیم به امریکا بدهیم؟ او از ما چه میخواهد؟ آیا میدانید که او
چه میخواهد؟ «و ما نقموا منهم الّا ان یؤمنوا بالله العزیز الحمید».
والله که امریکا از هیچ‌چیز ملت ایران، به قدر مسلمان بودن و پایبند بودن
به اسلام ناب محمّدی، ناراحت نیست. او میخواهد شما از این پایبندیتان دست
بردارید. او میخواهد شما این گردنِ برافراشته و سرافراز را نداشته باشید؛
حاضرید؟" ۱۳۶۹/۰۲/۱۲

اما چه شد که کار به نرمش قهرمانه کشید؟ از آقای لاریجانی و روحانی و
ولایتی و ابوترابی و.. بپرسید.
پاسخ:
خدا حافظ رهبرمان باشد
 سلام. احسنت. بسیار عالی
http://jahannews.com/vdcd9x0o9yt0ks6.2a2y.html
۱۶ آبان ۹۴ ، ۲۰:۱۱ مظلوم مقتدر
بیست وپنج سوالی که باید دید "علما ومتخصصین مهدویت" چگونه پاسخ خواهند داد!

http://beshno.blog.ir/post/1
پاسخ:
1- صادر شدن یا عدم صدور احادیث از جانب ائمه باید توسط صاحبان فن حدیث شناسی مورد ارزیابی قرار گیرد. چه بسا بسیاری از احادیث یاد شده جعلی باشند.
2- مدعیان دروغین در اکثر اوقات صاحب کرامات بوده اند و هیچگاه حرف خلاف عقل نمی زنند. حرفهای آنان اکثرا بر پایه ی حق است (تا طرفداران و مریدان را گرد خود جمع کنند) و در پی حرف حق و احتمالا کراماتی که هر کس با تقویت بنیه ی روحی می تواند کسب کند، ادعاهای کذب خود را مطرح می کنند.
3- حدیث شناسی کار کوچه و بازاری نیست که هر کس ادعا کند می تواند احادیث را تاویل کند. تاویل احادیث باید به حدیث شناسان مرجوع شود و دلایل ذکر  و پاسخ ها بررسی شود. بنابراین از مردم کوچه و بازار نباید انتظار داشت بدون هیچ آموزشی پیرامون حدیث شناسی و اصول و رجال و... به دنبال کسی راه بیفتند که ادعای تاویل احادیث را دارد. 
4- عدم ایجاد تفرقه در امت اسلامی یکی از مهمترین و اصولی ترین آموزه های تشیع است تا جایی که امام علی جهت عدم ایجاد تفرقه سال ها خانه نشینی کرد و حتی در برخی موارد به کمک و یاری حکومت غصبی شتافت. ولی دیده می شود که برخی پیروان این شخص حتی در نماز خواندن و انجام اعمال عبادی نیز از سایر شیعیان جدا شده اند (در حالی که شیعیان به همراهی با نماز جماعت اهل تسنن دعوت شده اند.)

۲۱ آبان ۹۴ ، ۱۳:۵۵ مظلوم مقتدر
 

پاسخ به نظر شما در beshno.blog.ir

 

بسم الله الرحمن الرحیم
لا حول ولاقوه الا بالله

1-
ابتدا بگویید منظور شما از صاحبان فن چه کسانى اند؟ اگر منظورتان علمای متقدم شیعه هستند که با دو تا چهار واسطه به امام معصوم متصل میشوند و احادیثى را به صورت ثقه یا حسن در کتب خود از معصومین ع آورده اند، که قاطبه ى این علما خودشان سند شناس و بعضا مؤسس علم رجال نیز بوده اند،خب ما این احادیث را از کتب معتبر همان ها آوردیم.
براى یقین کردن به پاسخ ما میتوانید به کتب اصلى نوشته شده در این عرصه مانند غیبت شیخ طوسى یا غیبت شیخ نعمانى یا کمال الدین شیخ صدوق یا الملاحم والفتن سید ابن طاووس و یا دیگر کتب متقدم ومعتبر شیعه و برای اطمینان بیشتر به نسخه های خطی ضبط شده رجوع بفرمایید و از صحت ادعاى ما مطلع شوید.کتب مذکور ،کتبى است که هر کدام بیش از یک میلیون نسخه از آنها موجود بوده و در دروس مهدویت تدریس میشوند ،چگونه است که وقتى وارد این بحث میشویم ،شما از تمامى کتب اصلى شیعه با این کلام""ضعیف السند یا جعلی بودن ""اعتبار زدایى میکنید؟؟؟
روایات مورد استناد در مقاله همگی در کتب متقدم ومعتبر شیعه موجود بوده وهست وان شاءالله خواهد بود! ولیکن بدلیل غامض وپیچیده و رمزگونه بودن روایات، تاکنون علاقمندان حوزوی به ظهور ومهدویت نتوانسته بودند، این روایات را حل و تحلیل کنند. بلکه تاکنون همه متخصصین مهدویت! تالیفاتی با درون مایه حدس و گمان و شاید وباید از خود صادر کرده اند. و متاسفانه یا خوشبختانه آراء ونظراتشان در بسیاری موارد متناقض، متضاد و مجهول است.(اختلاف نظرات آقای طبسی و آقای کورانی در کتب و سخنانشان را ملاحظه بفرمایید!)
ثانیا در نظر داشته باشید که خود شما مذعن و معترفید که تخصص حدیثى ندارید و این از سبک سیاق اشکال کردنتان کاملا هویداست،پس چگونه است که ناگهان حکم به مجعول بودن احادیث صاره دادید!؟
اما اگر منظورتان از اهل فن علماى امروزى اند که خب کسى که با پنجاه یا هفتاد واسطه هم به امام معصوم میرسد راهى ندارد جز عمل به توثیقات همان دسته ى اول ،همان هایى که ما از کتب خودشان که تماما متخصصان رجال اند استفاده نمودیم،لذا در این باب هم اشکال حضرتتان مردود است.
مقصود حقیر توثیق کل و تمام و کمال کتب مذکور نبود اما اگر بتوانید با رجال کمى آشنا شوید میتوانم احادیث مورد استناد را با شما رجل به رجل و از نظر دلالت ومحتوا به مباحثه نشسته و شما را به مبناى خودتان ملتزم سازم. ان شاءالله مقاله اى درباره ى علم رجال هم در وبلاگ منتشر خواهیم ساخت.
2-
این قسمت حرف شما را تا حدودى میپذیرم،با این حرف خودتان ادعا میکنید که راه انجام کارهاى خارق العاده(کرامت ومعجزه و غیبیات) براى شناخت حجت خدا راه مطمئنى نیست واساسا راه شناخت حجت های الهی از طریق معجزه وغیبیات وکرامات نیست!،چون الى ما شاء الله مرتاض و افراد آشنا با علوم غریبه داریم. مستحضر هستید که در همین زمان خودمان هستند افرادی که بتوانند تمام کارها و کرامات حضرت عیسی ع را که او بعنوان مهجزه انجام میداد، انجام دهند! فتامل
،البته به قسمت دوم کلامتان نقد وارد است، چون حق وحقیقت تماما نزد اهل بیت و خداوند است و مدعیان تاکنون هرگز توان ارائه ى حق مطلق و بدون شائبه نداشته اند ونخواهند داشت ،حال که خودتان چنین ادعایى دارید به من بگویید در بلواى آخرالزمان راه شناختى که اهل بیت براى ما توصیه فرموده اند چیست؟چه راهى است که حجت آور و یقین زاست؟؟ یعنی وظیفه ما با توجه به ادعای یک مدعی در زمان حاضر چیست؟ لطفا باتوجه به قرآن و عترت به ما بگویید برای تشخیص حقانیت یمانی بودن یک مدعی باید چه کنیم و راه و روش چیست؟ زیرا بالاخره یمانی خواهد آمد و ادعا میکند و ما باید او را بشناسیم و دیر یا زود با این امتحان روبرو خواهیم شد؟(فرض کنید یمانی موعود هنوز ظهور و بروز نکرده!)

3-
ابتدا لازم است دو نکته را متذکر شوم: یکى تاویل حدیث و دیگرى درایه ى حدیث
تاویل حدیث نه تنها کار مردم عادى که بنا به نص صریح اهل بیت ع و قرآن کار هیچ کس جز اهل بیت ع نیست.
امام صادق راجع به آیه ى لا یعلم تأویله الا الله و الراسخون فى العلم میفرمایند نحن الراسخون فى العلم،
اما بابى در حدیث داریم به نام درایه ى حدیث که مطلوب شما این است.به این مثال توجه کنید.قرآن عام مختص به خود را دارد که اکنون در دانشگاه هاى معتبر دنیا در حال تدریس است،آیا میتوان به این استدلال مردم را از قرآن محروم کرد؟چگونه است که با همین استدلال مردم را از رجوع به کلام اهل بیت ع منع میکنید.براى افساد این عقیده تناقض جدى آن را با یک حدیث و یک تحدى نمایش میدهم:
امام رضا فرموده اند لو علم الناس محاسن کلامنا لاتبعونا
یعنى مردم را به آشنایى با کلام اهل بیت سوق دهید.
آیا شما میتوانید یک حدیث،فقط یک حدیث بیاورید که دانستن کلام اهل بیت را صرفا محدود به کسانى کند که علم حدیث میدانند؟؟ پس نتیجه میگیریم که تاویل احادیث فقط در انحصار معصومین ع است ونه حدیث شناسان. و درایه در تامل در احادیث و کلام اهل بیت ع هم وظیفه همه مردم هست نه فقط حدیث شناسان یا علما ! متاسفانه در زمان کنونی مردم مقلد محض شده اند و دینشان تقلیدی است و علما نیز مردم را از خواندن و شنیدن کلام معصومین ع برحذر میدارند و میگویند فقط احادیثی که ما علما میگوییم درست است ولاغیر!
4-
اولا معناى شما از وحدت چیست؟ آیا حل شدن در قاطبه ى باطل را وحدت میدانید؟؟یا میگویید حضرت امیر براى ایجاد وحدت چندین سال سکوت کرد و هیچ نگفت؟این کلام خبر از بى اطلاعى شما از تاریخ اسلام دارد،حضرت امیر در تمام موقعیت ها چهره ى ظالمین و غاصبین را بر ملا کرد و مردم را به حقانیت خود دعوت نمود اما یار و یاوری براى انجام اقدام عملى نداشت.
دوما بفرمایید با این که ما حدیث داریم
در منع یارى حکومت طاغوت حضرت امیر کى و چگونه به حکومت طاغوت کمک کرد؟
سوما جایى دیده اید که یکى از ائمه به اهل تسنن اقتدا کنند؟خود شما وقتى به مکه میروید به امام جماعت وهابى اقتدا نموده اید؟برادرم امام صادق میفرمایند میپسندم نماز جماعت شما چنین باشد که شما امام باشید و آنها ماموم.امام على ع میفرمایند هرکه به روى دشمن من یک لبخند بزند تا چهل سال هیچ عبادتش پذیرفته نیست.در نظر داشته باشید که اولا اتحاد در وجود ولایت تعریف میشود،و این یعنى این که نباید به این بهانه دست از حقانیت خود بردارید.ثانیا این که چرا امام مهدى ع وقتى ظهور میکنند درباره ى ایشان حدیث داریم که بدأ بکذابى الشیعة فقتلهم،چرا امام وحدت را رعایت نمیکنند وبا کشتن شیعه ها شروع میکند؟؟ ثالثا چرا امام حسین ع به تعبیر شما اتحاد را بهم زد و شیعیان را فرقه فرقه کرد و کشت و کشتار به راه انداخت؟

تفرقه این است که بى دلیل ما را تکفیر و زندان کنند و به خاک و خون بکشانند.
تفرقه این است که به ما که شیعه اثنی عشری هستیم و مبنایمان کاملا حدیثى و قرآنى است بگویند نجس و با اهل سنت برادر باشند.سید احمدالحسن میفرمایند به دشمنان من حق توهین ندارید تنها براى هدایتشان دعا کنید.این شخص دنبال تفرقه است!؟؟
نشان دادن حقانیت خود به دیگران تفرقه نیست برادر. بنی امیه و بنی العباس با بهانه اتحاد و جلوگیری از تفرقه امت اسلامی ، یازده امام معصوم را کشتند و به خیال خود اسلام را از انحراف و گمراهی و تفرقه نجات دادند!
 
و السلام على من اتبع الهدى

پاسخ:

به نام حق

1- با توجه به استدلالی که مطرح فرمودید می توان به این نتیجه رسید که حتی یک حدیث مجعول یا ضعیف السند نیز در این کتب موجود نیست چه اینکه راویان "با دو تا چهار واسطه به امام معصوم متصل میشوند"! پس علم رجال و... نیز عبث و بیهوده است چرا که همه ی احادیث نقل شده در کتب مذکور کاملا بر اساس واقع و خالی از هرگونه لغزش است! گمان نمی کنم چنین ادعایی را خود این حضرات در کتبشان نقل فرموده باشند. می توانید عمق چوبین بودن این استدلال را متوجه شوید. چه اینکه اگر حتی یک حدیث ضعیف السند در این کتب موجود باشد به لزوم حدیث شناسی و مراجعه به حدیث شناسان می توان پی برد. پیرامون وجود یا عدم وجود تناقض در تحلیل های ارائه شده توسط مدعی مذکور مباحث مفصلی داریم که فعلا با توجه به اینکه موضوع مبنایی تر نیاز یا عدم نیاز به حدیث شناسی توسط علمای خبره است، از آن عبور می کنیم

2- راه ادعای هرگونه مداعایی نه به کوچه و بازار کشاندن مباحث علمی است و نه تقاضای مباهله(!) روش کاملا مشخص است. مباحثه با علما (به جای مباهله!) و انتشار بی کم و کاست دلایل و پاسخ ها. مردمی که بنا باشد از شنیدن ادعاهای یک مدعی یک جانبه به قاضی روند و به حقیقت رهنمون شوند مطمئنا در مجادله ی احسن بهتر می توانند اقوال را بشنوند و از بهترین تبعیت کنند. کسی که مباحث مربوط به مراکز علمی را بین عوام ببرد بلاشک هدفی جز اعتلای علم و دانش دارد. شیطان برای هر قوم و گروهی طنابی و رسنی دارد و طناب حق جویان عجله است. عجول بودن در شناخت راه حق و نپرداختن به ادعای مدعیان از راه و روش مشخصش، بی شک باعث خسران عظیمی است. گمان نمی کنم تمام کسانی که فریب ادعای مدعیان دروغین را خورده اند، افرادی ناآگاه و جدا افتاده از دین بوده باشند. بسیار شنیده ایم از خود مجتهد پندارانی که برای مجادله و مباحثه با بهاییان و به راه راست آوردن آنان به سمت آنان رهسپار شدند و نهایتا قربه الی الله به دین مبین بهاییت مشرف شدند(!) هر کاری را راهی است و عجله در شناخت مسیر حق نیز می تواند انسان را به ورطه ی گمراهی بکشاند.

3- کلام معصومین بر دیدگان همگان قرار دارد لیکن با توجه به مورد (1) و لزوم حدیث شناسی (که کار عوام الناس نیست) پاسخ این قسمت نیز روشن است

4- لزوم وحدت بر اساس عقل و نقل خدشه ناپذیر است. وحدت در کلام و رفتار مولا علی چه آنجا که ده ها سال خار در چشم و استخوان در گلو برای جلوگیری از دسته دسته شدن امت دم بر نیاوردند، چه آنجا که یکی از مشاوران اصلی خلفای غاصب بوده اند تا آنجایی که بارها گفته شد اگر علی نبود عمر هلاک می شد، چه آنجا که مقتدایمان یاران خود را به همراهی با حکومت غاصب در جبهه ها امر می فرمودند تا در رکاب غاصبان مانند سربازی مطیع و فرمانبردار در صحنه ی جنگ سربازی کنند و چه در جاهای دیگر اظهر من الشمس است. و این وحدت میان شیعیان و اهل تسنن بود چه رسد به وحدت میان پیروان مرتضی علی که موضوع اصلی مبحث ما در قسمت 4 بود و از کنار آن به سادگی عبور شده بود. شکی نیست که تفرقه در صفوف شیعیان جز نقشه ی استکبار و وهابیت خبیث نیست. در گفتار و رفتارمان تامل کنیم

والسلام   

۲۲ آبان ۹۴ ، ۰۱:۳۳ به نویسنده
چواب خوبی به مقتدر مظلوم دادید. ظاهر این شخص فقط چند حدیث یاد گرفته اما در واقع این شخص شوت شوت است و برخلاف ادعاهایش هیچ از احادیث نمی داند. بهتر بود اضافه می کردید
مگر ابوبکر به خالد بن ولید دستور نداده بود امام علی علیه السلام را در پایان نماز ترور کند؟ پس معلوم می شود امام علی علیه السلام به نماز ابوبکر می رفت! سائر ائمه هم به نماز مخالفان می رفتند! و این موضوع هم عادی بود و احتیاج به نقل حدیث نداشت! اتفاقا اگر ائمه و فرزندانشان به نماز مسلمانان حاضر نمی شدند این موضوع عجیب بود و مایه سوال و روایت می شد. 
آیا نمی داند خود امام صادق علیه السلام فرمود نماز خواندن پشت سر مخالفان در حکم نماز خواندن پشت رسول خدا است؟ مَنْ صَلَّى مَعَهُمْ فِی الصَّفِّ الْأَوَّلِ فَکَأَنَّمَا صَلَّى مَعَ رَسُولِ اللَّهِ، صلی الله علیه وآله، فِی الصَّفِّ الْأَوَّل ‏( شیخ صدوق، الهدایة، ص53؛ شیخ کلینی، کافی، ج3، ص380؛ شیخ صدوق، امالی، ص449؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج1، ص382؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج8، ص299-300. (سند این روایت صحیح و معتبر است. امام خمینی، الخلل فی الصلاة، ص8. محمد بن علی بن الحسین بإسناده عن حماد بن عثمان‏) 

اسحاق بن عمار نیز می گوید که امام صادق، علیه السلام، به من فرمودند: 
یَا إِسْحَاقُ أَتُصَلِّی مَعَهُمْ فِی الْمَسْجِدِ؟ قُلْتُ: نَعَمْ قَالَ: صَلِّ مَعَهُمْ فَإِنَّ الْمُصَلِّیَ مَعَهُمْ فِی الصَّفِّ الْأَوَّلِ کَالشَّاهِرِ سَیْفَهُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ( شیخ طوسی، تهذیب، ج3، ص277 و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج8، ص301)

و روایات دیگر که بعضا مرسل هم هستن اما همه بر یک نکته دلالت دارند و آن لزوم تقیه است. 
البته این حرف درست است که هدف ما رعایت وحدت نیست بلکه هدفمان حفظ شیعه و حتی الامکان بازگذاشتن مسیر هدایت برای اهل سنت است. لهذا ما از خیرخواهی برای اهل سنت خوددداری نمی کنیم. برخلاف بی اطلاعی آقای مظلوم مقتدر، امام علی علیه السلام بارها به خلفای جور کمک کرد در مسائلی که به نفع عامه مسلمین بود. و صد البته به آن آن خلیفه هم تمام شد. مثل ماجرای طراحی جنگ با ایران روم که امام نگذاشت عمر مستقیما خودش به جبهه برود در حالی که بقیه صحابه چنین نظری داشتند. داستان را شیخ مفید در الارشاد نقل نموده است. می توانید آن را در لینک زیر هم ببینید
http://www.hawzah.net/fa/Book/View/45318/33782/
و یا ماجرای پیشنهاد امام باقر علیه السلام برای ضرب سکه به عبلدالمک مروان یا ماجرای کمک امام کاظم علیه السلام به مهدی عباسی وقتی می خواست با تخریب خانه های اطراف مسجدالحرام آن را توسعه دهد و مردم مخالف بودند و امام به مهدی عباسی نوشت که به مردم بگوید اگر مردم ابتدا بودند و سپس کعبه ساخته شده مردم در حفظ خانه های خود اولا هستند و اگر ابتدا کعبه ساخته شده و بعد مردم آمده اند این زمینها حق کعبه است و..یا دعای امام سجاد برای مرزداران که سربازان خلفای مروانی بودند و..
نظایر این موارد.
آنچه این شخص نمی داند این است هدایت اهل سنت . آنها لحظه ظهور مهلت داده شده اند که برگردند و لهذا شیعه باید با آنها راه بیاید و حتی الامکان مدارا کند. 
اما وقتی ظهور واقع شد دیگ ماجرا فرق می کند. امام صادق علیه السّلام در پیرامون آیه «قَلْ یَوْمَ الْفَتْحِ لا یَنْفَعُ الَّذِینَ کفَرُوا إیْمانُهُمْ وَلا هُمْ یَنْظُرُونَ» فرمودند:
یَوْمُ الْفَتْحِ، یَوْمٌ تُفَتَّحُ الدُّنْیا عَلی الْقائِمِ وَلا یَنْفَعُ أَحَداً تَقَرَّبَ بِالْإیمانِ مالَمْ یَکنْ قَبْلَ ذلِک مُؤْمِناً ... .

روز فتح، همان روزی است که جهان، به دست قائم آل محمد فتح شود و آن روز کسی را که قبلاً ایمان نداشته است روی آوردن به دین، سودی ندهد ولی کسی که قبل از فتح امام ایمان آورده و به امامت امام معتقد بوده و در شمار منتظرانش باشد، از ایمان خویش، سود برد و بر شأن و مقامش افزوده شود و این پاداش دوستان و پیروان ما اهل بیت است.

لهذا بعد از ظهور داستان فرق می کند. امام زمان اجازه هایی دارد که جدش امیرالمومنین علیهالسلام نداشت. امام زمان جفر سرخ را باز می کند و بازگشت او از غیبت شبیه با بازپگشت موسی علیه السلام از غبت است که به کشتار گوساله پرستان پرداخت. اما تا قبل از ظهور استدلال هارون مورد پذیرش است که فرمود إنی خشیت أن تقول فرقت بین بنی إسرائیل

اما مثال قیام امام حسین علیه السلام برای مخالفت با وحدت معنی ندارد. چرا که مساله اصلی هدایت بود نه وحدت. در زمان معاویه مردم فکر می کردند معاویه مسلمان است. نماز می خواند و روزه می گیرد و حج می رود. در حالی که یزید متجاهر به فسق بود و احدی در بی دینیش شک نداشت. پس با آمدن یزید حجت بر مردم تمام شد. این را هم بدانید که آن زمان هنوز سنی وجود نداشت و صرفا دو گروه بود شیعه ها که حامیان علی بودند و عثمانیان که هواخواهان بنی امیه بودند. اما جالب اینکه خیلی از همان شیعه ها به معنای امروزی شیعه نبودند یعنی خلافت سه خلیفه را قبول داشتند! کما اینکه الان هم شیعیان زیدی بعضی فرقه هایشان خلافت این خلفا را قبول دارند و صرفا ماهیت شیعه آنها در مخالفت با معاویه یزید تعریف شده بود! 
در اینجا بود که حجت بر همه حتی بر زهیر بن قین که خودش عثمانی بود تمام شده بود و هدایت کامل. حال اختیار با آنها بود که بخواهند طرف حق باشند یا باطل.
و تا هدایت کامل نشود و حجت تمام نشود قیام صورت نمی گیرد. 


پاسخ:
بسیار ممنون و متشکرم
پاسخ جامعی ایراد فرمودید
جای تعجب و تاثر است که مبنای بحث ما با طرفداران احمدالحسن حتی وحدت میان شیعیان و اهل تسنن هم نبود. صحبت بر سر عدم شرکت شیعیان حامی این شخص در عبادات دیگر شیعیان و بعضا تکفیر بقیه پیروان امیرالمومنین است! 
خدا ـخر عاقبتمان را ختم به خیر گرداند

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی