.

.

نون و قلم نبی است و مایسطرون حسین
طاق فلک علی است به عالم ستون حسین
خلقت تمام حضرت زهراست خون حسین
هستی تمام ظاهر و مافی البطون حسین
با یک قیامت است هم الغالبون حسین
در این قیام نقطه پرگار زینب است

قــلـــمـــکـــده

وبلاگ-کد لوگو و بنر

به احترام رنجرو

سه شنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۲، ۰۲:۳۵ ب.ظ


تازه وارد دانشگاه شده بودم که یک روز پوستر جلسه ی سخنرانی انجمن اسلامی آن روزها به چشمم خورد. سخنران یکی از لندن نشینان امروز و به قول رنجرو یک روشنفکر هار آن روزها به نام "رجبعلی مزروعی" بود. یادم نمی رود تحلیل های صد من یک غازش را که ما را چه به انرژی اتمی؟ مگر این بختک چه برای ما داشته است که باید اینقدر هزینه برای آن متحمل شویم؟ مگر چه تعداد از مردم سر و کارشان با این تکنولوژی است که باید زندگی شان زیر فشار تحریم ها له شود؟
"
تنهای تنهای تنها" پاسخی مصور به این گونه تحلیل هاست. مردمی که زندگی شان با نیروگاه اتمی و مذاکرات هسته ای در هم تنیده است. مردمی که نه به خاطر نفع و سود، بلکه به دلیل حفظ عزت نفس و نرفتن زیر بار حرف زور بیگانگان، این اولین سنگر دفاع از استقلال و عزت را رها نمی کنند
تنهای تنها برشی است از زندگی مردمی که در عین سادگی، عمیق ترین تحلیل های سیاسی را دارند. زندگی مردم تنهای تنها ساده و حتی عجین با مشکلات است ولی سیاه و بدبختانه نیست. تنهای تنها فیلم آدم های کت و شلواری و اتوکشیده نیست، فیلم آدم های پا پتی و ساده ای است که در عین دست و پنجه نرم کردن با ناملایمات، از صداقت لبریزند و عاشقانه یکدیگر را دوست دارند. تنهای تنها شعار نمی دهد، حرف های قلنبه سلنبه نمی زند، اما به آنچه می گوید عمیقا معتقد است.
و رنجرو، این نوجوان پر نشاطِ غوطه ور در دنیای واقعی خیالات، او که در دفاع از استقلال کشورش، هر چند در خیال، اما از دیگر رفقایش با غیرت تر است و وقتی همه از جنگنده ای که به نیروگاه بوشهر حمله برده است، می گریزند او پشت ضد هوایی می نشیند و دشمن را سرنگون می کند. او که در دنیایش خیال و واقعیت در هم آمیخته است و دنیای زیبایی ورای آنچه بقیه می بینند و می فهمند و باور می کنند ساخته است.
در دنیای رنجرو آدم ها بزرگ نیستند، پر دبدبه و کبکبه نیستند، مقام و مسئولیت ها بادشان نکرده است، نه اینکه او توهم بزرگ نبودن صاحبان قدرت را داشته باشد، انگار صاحبان قدرت توهم بزرگ بودن دارند. انگار دنیای خیالی رنجرو زیباتر از دنیای خیالی بقیه است که آن را واقعیت می پندارند. در دنیای رنجرو حتی رییس جمهورها به دکه ی او روبروی سازمان ملل می روند، از دستش نوشابه می گیرند و همان طور که سر می کشند به درد دل او گوش می دهند.
رنجرو به دنبال هم دل است و عاقبت هم دلی میابد که هم زبانش نیست. رنجرو و رفیق روسیش "اولگ" حتی زبان یکدیگر را نمی فهمند اما آنچنان از هم لبریزند که با خنده های هم می خندند و با گریه های هم می گریند. و عاقبت این اولگ است که از یک بام و دو هوای قدرتمداران زورگو به ستوه می آید و به پدرش که رییس تکنسین های روسی نیروگاه است می گوید: پدر، به رییست بگو اینقدر رنجرو و هم وطنانش را اذیت نکند.
تنهای تنها در عین عامیانه و حتی کودکانه بودن، عارفانه و عاشقانه است. روایت فیلم ساده است اما پلشت نیست. سادگی فیلم از ریزبینی های هنری آن نکاسته است و این دو در کنار هم سادگی را باور پذیر و ریزبینی هنری را نمود داده است.
فیلم تنهای تنها را باید دید، در آن عمیق شد و دست آخر، وقتی که در اوج خود به پایان رسید، به احترامش کلاه از سر برداشت.

............................................................................................

پ.ن. حیفم آمد سوتی روزنامه آفتاب یزد در شرح و بسط پیروزی دیپلماتیک دولت و دعوت از ایران در نشست ژنو2 را در مطلبم نگذارم. عکس این روزنامه را اینجا ببینید.

 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۲/۱۱/۰۱
علی اصغر جاویدپرور

نظرات  (۱)

سلام

شما انگار خیلی باسوادی که هنوز از رنجرو مینویسی!

به جرگه ی بیسوادان نمی پیوندی؟

یاعلی

پاسخ:
سلام
هنوز توفیق نشده

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی