.

.

نون و قلم نبی است و مایسطرون حسین
طاق فلک علی است به عالم ستون حسین
خلقت تمام حضرت زهراست خون حسین
هستی تمام ظاهر و مافی البطون حسین
با یک قیامت است هم الغالبون حسین
در این قیام نقطه پرگار زینب است

بدون شک جناب آقای دکتر روحانی را می توان یکی از روسای جمهوری دانست که بزرگترین خدمتها را به انقلاب اسلامی کرده اند. این جمله شاید برای بسیاری تعجب برانگیز باشد به این جهت  که نه تنها از دولت یازدهم کارنامه ی موفقی در زمینه های مختلف ندیده اند بلکه پسرفت های روز افزون در زمینه های اقتصادی و فرهنگی و علمی چنان مشهود است که جای هیچ کتمان و توجیهی باقی نمی گذارد؛ لیکن باید گفت گاهی پسرفت و رکود خدمتی است بزرگتر از خدماتی که منجر به پیشرفت و پویایی می شود.

از ابتدای انقلاب اسلامی در کشور دو تفکر مقاومت و سازش در برابر قدرتهای بزرگ محل نزاع و کشمکش بوده است. یک تفکر همه ی مشکلات و کاستی ها را بدلیل عدم هماهنگی با جامعه ی جهانی و ناهمرنگی با قدرتهای بزرگ می دانست و تفکر دیگر معتقد بود گره های موجود با گذار از روح انقلاب و همرنگ جماعت شدن باز نمی شود و برای حل این مشکلات باید به درون انقلاب و ظرفیت های داخلی توجه داشت. سال ها علت اصلی مشکلات اقتصادی توسط سیاست ورزان لیبرال مسلمانان داخلی، فشارها و تحریم های قدرتهای بزرگ معرفی می شد در حالی که هر روز ندای پایه ریزی اقتصاد درونگرا و مقاومتی از جانب رهبر معظم انقلاب بلندتر می شد. سال ها بود که عده ای قشر مدیر و نخبه را مختص جریان فکری خود می دانستند و هر کس صدای اعتراض و انتقادی بلند می کرد به صفاتی چون بی سواد و واپسگرا مفتخر می گردید.

اما امروز با گذشت بیش از سه سال از دولت تدبیر و امید و راه یابی مدیران تکنوکرات به مناصب دولتی، مسائلی روشن شد که با سال ها سخنرانی و استدلال و روشنگری برای بسیاری قابل قبول نبود. آن روز که کلید رفع مشکلات با عنوان مذاکره و مصالحه با آمریکا از جیب ها خارج شد، اثبات کردن بیراهه بودن این دیدگاه مسیری صعب العبور بود. آن ایامی که گفته می شد "ما خدمتگزار نمی خواهیم، ما مدیر می خواهیم" نشان دادن فیش حقوقی این مدیران غیر خدمتگزار غیرممکن بود. آن روزی که حل مشکلات معیشتی مردم به برنامه هایی کوتاه مدت و صد روزه حواله می شد، نشان دادن صد روز بعد و صد هفته ی بعد و چند سال بعد ناممکن بود. آن روزهاییکه چرخیدن چرخ های علمی کشور دلیل عدم چرخیدن چرخ های اقتصادی معرفی می شد، جریان انقلاب نمی توانست روزی را نشان دهد که نه چرخ های علم می چرخد و نه چرخ های اقتصاد.

با این استدلال مجددا به ادعای ابتدای این یادداشت بر می گردیم که: " بدون شک جناب آقای دکتر روحانی را می توان یکی از روسای جمهوری دانست که بزرگترین خدمتها را به انقلاب اسلامی کرده اند."

 

علی اصغر جاویدپرور
۱۳ مرداد ۹۵ ، ۱۹:۱۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

مهاتما گاندی، رهبر جنبش ضد استعماری هند، بلاشک یکی از بزرگترین و تاثیرگذار ترین شخصیت های قرن بیستم بوده است که زهد و ابتکار و سلک پیشواییش از درس آموزترین شیوه های رهبری قوم و مبارزه با استثمارگران است. گاندی که خود در ابتدا از حامیان همکاری با دولت استعمارگر انگلیس خبیث برای پیشرفت و آبادانی هندوستان بوده است، پس از سال ها تلاش و مجاهدت در این طریق، به مسدود بودن این راه و لنگین بودن این مرکب پی برده و چاره ای جز قیامی رو در رو و مبارزه ای چشم در چشم با روباه پیر نمی یابد. خشونت اما در راهبرد این مرد سلیم النفس و صلحجو راهی ندارد، بنابراین  باید راهی جست که بدون پرخاش جویی و انتقام گیری های متعارف در مبارزات ضد استعماری، هدف غایی که همانا سوراج (استقلال طلبی) است بدست آید و این ابتکار مسیری را برای روش نوینی در مبارزه می گشاید که برای ده ها سال مسیر مبارزات  سیاسی دنیا را تحت تاثیر قرار می دهد.

اما این پایان ماجرا نیست، صلحجویی و خشونت گریزی گاندی مع الاسف در همه ی پیروان او جاری و ساری نیست و این ابتدای داستان های بی پایانی است که مدیریت رهبری بزرگ و هوشمند را طلب می کند؛ آنچه که در شخصیت جامع الاطراف گاندی متبلور است.

اولین نشانه های تیزبینی این انسان وارسته را می توان در پی بردن به ماهیت و ریشه های پنهان تمدن غرب مدرن دید، او که سال ها در مهد تمدن نوین غرب زیسته و تحصیل نموده است درباره ی پایه ی مبارزه با تمدن غرب به رهبری انگلستان (در آن زمان) می گوید: "جنگ اخیر ماهیت شیطانی تمدنی را که بر اروپای امروز حکمفرماست نشان داده است. کلیه ی قوانین اخلاقیات عمومی بدست فاتحین و بنام شرافت نقض شده است. هیچ دروغی در صورت لزوم پست و قبیح تلقی نشده است. در پس پرده ی تمام جنایات، انگیزه ی کاملا مادی بچشم می خورد. اروپا مسیحی نیست بلکه ابلیس را پرستش می کند..."

دومین نشانه ی هوشمندی و سلامت نفس این پاکباز با فراست، عدم سیاست بازی منافقانه و نان به نرخ روز خوری او است. او از در اقلیت بودن نمی هراسد و می گوید: "بهترین و محکمترین کار آن بود که در زمینه ی خالی اقلیت انجام گرفت. من بیم اکثریت را بدل دارم و از پرستش جمع بدون تعقل دلم بهم می خورد، چه اگر این جمع بر سرم تف می ریخت زمین را در زیر پای خود قرص تر احساس می کردم." و این پیام شیوایی است که ما را بیاد سخنان آتشین آن پیر سفر کرده مان می اندازد که می فرمود اگر کسانی که امروز درود بر خمینی می گویند، همه به یک صدا مرگ بر خمینی می گفتند، ذره‌ای از هدفی که دارم و راهی که پیش گرفتم عقب‌نشینی نخواهم کرد؛ و ای کاش امروز سیاسیون پر مانور و لایی کش کشور ما این پیام روشن را درک می کردند که نفاق و دو رویی جولانی بیش نیست و آنچه باقی می ماند حق و ایمان است.

آنچه ذکر شد تنها قسمتی از ویژگی ها ناب و درس آموز مرد نحیف الجثه و عظیم السیرت قرن، مهاتما گاندی بود که در کتابی به همین نام توسط نویسنده ای بزرگ به نام رومن رولان گرد آوری شده است تا جایی که رهبری معظم می فرمایند: " باید این کتاب «مهاتما گاندی» را خواند؛ انصافاً «رومن رولان» در تصویرسازی آدم فوق العاده ای است هم در رمان هایش این طور است هم در شرح حال هایش...راجع به گاندی من خیلی کتاب خوانده‌ام اما هیچ کدام به خوبی این کتاب نبود."

جهت دانلود و مطالعه ی این اثر بزرگ اینجا کلیک کنید.

علی اصغر جاویدپرور
۰۵ خرداد ۹۵ ، ۱۳:۳۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

حجاب اجباری از موضوعاتی است که تقریبا از سالیان ابتدایی انقلاب و پس از تصویب قانون مربوط به آن همواره موضوعی مورد بحث و اختلاف در محافل مختلف فرهنگی بوده است. اهمیت این موضوع باعث شده بود که قبلا مطلبی پیرامون آن منتشر نمایم که از اینجا قابل مشاهده است. در این مطلب به این سوال پرداخته خواهد شد که با توجه به اینکه هیچ مورد تاریخی از برخورد پیامبر و ائمه (علیهم السلام) با موارد بد حجابی ذکر نشده و همچنین جایی سندی بر اجباری بودن حجاب در دوران حکومت معصومین در دست نیست، پس بر چه اساسی در جمهوری اسلامی بر اجباری بودن حجاب تاکید می شود؟

در جواب این شبهه اگر فرض آن یعنی در دسترس نبودن سندی تاریخی مبنی بر برخورد معصومین با بی حجابی را صحیح فرض کنیم (که این خود جای بحث است) باید ابتدا به این پرسش پاسخ داد که آیا اساسا هر قانونی می بایست عینا از سنت ائمه ماخوذ شود یا مسیرهای دیگری برای قانون گذاری مشروع وجود دارد؟ به دیگر سخن فرض کنیم قانونی جهت اجبار حجاب تقنین نشود، آیا عریان بودن زن یا مرد در انظار عمومی قابل قبول است؟ مسلما پاسخ هر انسان شریفی به این سوال منفی است تا آنجا که در بسیاری از کشورها نداشتن پوشش کافی ممنوع بوده و فرد خاطی به انحای گوناگون مورد مجازات قرار خواهد گرفت. حال سوال اینجاست که آیا با توجه به اینکه در زمان ائمه موردی از برخورد با عریانی در دسترس نیست بنابراین می توان نتیجه گرفت که اساسا نباید قانونی در جهت حدود حجاب اجباری وضع شود؟ بعید است مسلمانی به چنین سوالی پاسخ مثبت دهد. سوال بعدی این است که اگر وجود حدودی برای حجاب اجباری کاری عقلایی است اولا مشروعیت  این حد گذاری  بر چه پایه ای است و در ثانی این حد بر چه اساسی می بایست وضع شود؟

بنابراین استدلال به عدم برخورد با بی حجابی در زمان ائمه جهت اثبات عدم نیاز به قانون حجاب اجباری اساسا بی مورد و غیر قابل قبول است و بهتر است مدعیان به دلایل استوارتری جهت اثبات مدعای خود مستمسک شوند.

پ.ن1: به عقیده ی نگارنده بسیاری از افراد بد حجاب نیز به همان حد حجاب خود پایبند هستند و چنانچه از آنان خواسته شود آن را کنار گذارند با مخالفت آنان مواجه خواهند شد بنابراین ادعای اینکه بی حجابی خواسته ی اکثریت مردم است و نتیجه گیری از آن جهت الغای قانون حجاب، به اثبات اساسی نیازمند است.   

 پ.ن2: برخی دلیل بی حجابی قشری از مردم جامعه را حجاب اجباری دانسته و مدعی آن هستند که برای مثال قبل از انقلاب حجاب به دلیل اجباری نبودن در بین زنان ایرانی جایگاه والاتری داشت. در پاسخ باید به این نکته اشاره کرد که اولا قبل از انقلاب نیز حجاب در بسیاری از خانواده های ایرانی امری واجب و ترک آن موجب مجازات های خانوادگی سنگین تر از آنچه امروز در خانواده ها رایج است می شده است. بنابراین اگر صرف اجبار را موجب اکراه بدانیم در گذشته می بایست این اکراه بیشتر رخ می نمود. در ثانی فضای هجوم رسانه ای غرب و تغییر سبک زندگی امروز با گذشته قابل قیاس نیست و اگر جمهوری اسلامی از این هجوم جلوگیری نمی کرد احتمالا امروز بمانند کشورهایی چون جمهوری آذربایجان (با اکثریت 85 درصدی شیعه) باید نظاره گر رژه ی قانونی همجنس گرایان در خیابان های شهر می بودیم.

علی اصغر جاویدپرور
۳۰ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۲۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۵ نظر

امروز موضوع برجام به یکی از مهمترین عرصه های سیاست ایران تبدیل شده است و هر روز دستاوردها و گشایش های حاصل از رفع تحریم های ظالمانه، توسط رسانه های مختلف به جامعه عرضه شده و احتمالا تا انتخابات مجلس شورای اسلامی این روند ادامه خواهد داشت. در اینجا لازم است ضمن تبریک و خسته نباشید به قوه مجریه و به طور خاص دستگاه سیاست خارجی، در ابتدا روی دیگر سکه ی برجام را که کمتر مورد بررسی قرار می گیرد مورد عنایت قرار داده و سپس با نگاهی جامع به برجام وظیفه ی مجلس آینده در قبال آن را بررسی نماییم.

علی اصغر جاویدپرور
۱۰ بهمن ۹۴ ، ۱۱:۴۹ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

شاید این قطره ی خون قطره ی آخر باشد            بعد از این نوبت آن موج مقدر باشد

شاید این ثانیه آن ثانیه ی پایانی است                  شاید آن نفس زکی، این خم بی سر باشد

زندگی را نه بجز میکده اش خاتمه هست               هرکه را پیر مغان، ساقی کوثر باشد

ره این قافله ی عشق به دنبال سر است              کی به دنبال تن و گرمی بستر باشد

بازهم قصه ی تکراری این آل یهود                       داستان ید ماه و در خیبر باشد

مژده گویید از این دم هرکه را منتظر                           قائم و منتقم آل پیمبر باشد

 

علی اصغر جاویدپرور
۱۲ دی ۹۴ ، ۱۵:۰۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

رهبر معظم انقلاب در دیدار کارکنان نیروی دریایی سپاه پاسداران فرمودند:"مذاکره با آمریکا ممنوع است به خاطر ضررهای بی‌شماری که دارد و منفعتی که اصلاً ندارد."

در این نوشتار قصد داریم به اختصار درباره ی دلایل ممنوعیت مذاکره با آمریکا و ضررهایی که این ارتباط دارد و منفعتی که ندارد، توضیحاتی ارائه دهیم.

1-   مذاکره با آمریکا پیرامون حقوق ملی و همچنین مسائل منطقه ناخودآگاه پیش فرضی را تایید می کند که آن چیزی نیست جزکد خدایی و ریاست آمریکا بر جهان. این در حالی است که اسلام قدرت و عزت را نه در ثروت و اقتصاد و نه در تجهیزات و ادوات نظامی بلکه در نحوه ارتباط گیری با محور قدرت عالم یعنی خدای متعال معرفی نموده است. بنابراین قبول کردن ابر قدرتی و ریاست آمریکا بر جهان اولین ضرر مذاکره با این شیطان بزرگ است.

2-   تقابل دو دیدگاه در مدیریت جهان امروزه مورد توجه بسیاری از تحلیلگران سیاسی قرار گرفته است. دیدگاه اول به رهبری آمریکا که لیبرال دموکراسی و انسان محوری را بهترین نظام سیاسی و فرهنگی معرفی می کند و در مقابل آن حکومت دین مدار و اسلام محوری است که نزدیک به چهار دهه است توسط تشیع و به طور خاص جمهوری اسلامی ایران به منصه ی ظهور رسیده و به دنیا معرفی شده است. هر کدام از این دو دیدگاه امروزه طرفداران و منتقدینی را در سراسر جهان به خود اختصاص داده است و تقابل منافع این دو استراتژی صحنه ی جنگ های نیابتی را در دنیا شکل داده است. جنگ امروز جبهه ی مقاومت با محور استکبار از بحرین و یمن تا سوریه و لبنان و نیجریه حاکی از عمق این تقابل منافع است. امروز مستضعفان و آزادگان جهان که از دنیای وحشی و بی خدای لیبرال دموکراسی و پروپاگاندای رسانه ای غرب گریزانند، راهی جز در آمدن به آغوش جمهوری اسلامی (که تنها دیدگاه رسمی در تقابل با غرب است) ندارند. حال نشستن مقامات ارشد این دو دیدگاه دور یک میز و لبخند زدن به هم و دست دادن و قدم زدن با هم، چه تصویری از این تقابل در دیدگاه تحلیلگران جهان ایجاد خواهد کرد؟ آیا جز نا امیدی مستضعفان و آزادگان را در پی دارد؟

3-   در آیه 9 سوره ممتحنه آمده است: "خداوند شما را بازمی‌دارد از دوستی ورزیدن با کسانی که به خاطر دین با شما جنگیده‌اند ، و شما را از شهر و دیارتان بیرون رانده‌اند ، و برای اخراج شما پشتیبانی کرده‌اند و یاری داده‌اند . کسانی که ایشان را به دوستی گیرند ، ظالم و ستمگرند .‏" در این آیه مومنان از ارتباط گیری با سه گروه منع شده اند، اول کسانی که بر ضد مسلمانان دست به سلاح شده اند، دوم کسانی که مسلمانان را از دیار خود اخراج نموده اند و سوم یاری دهندگان به کسانی که مسلمانان را اخراج کرده اند. رژیم صهیونیستی سال هاست با اخراج مسلمانان فلسطین از سرزمین پدری و غصب این کشور به یکی از مصادیق بارز "أَخْرَجُوکُم مِّن دِیَارِکُمْ" تبدیل شده اند. روشن است که اگر یاری ها و پشت گرمی های آمریکا به این رژیم نا مشروع نبود، هیچگاه گستاخی این غاصبان به آن چیزی که امروز شاهد آن هستیم نمی رسید. بنابراین آمریکا را می توان مصداق اظهر من الشمس "ظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِکُمْ" دانست و دشمن درجه یک مسلمانان نامید.

4-   کارنامه سیاه جنایات آمریکا در ایران هیچ گاه از حافظه تاریخی این ملت پاک شدنی نیست. کودتای 28 مرداد 1332 (که اخیرا اسناد دخالت آمریکا در آن به صورت رسمی توسط سازمان سیا منتشر شد)، شهادت دانشجویان در 11 آذر 1332، حمایت از استبداد شاهنشاهی، مصادره اموال ایران، هجوم نظامی به طبس، حمله به کشتی ها و سکوهای نفتی، ساقط کردن هواپیمای مسافربری، حمایت از گروهک های مسلح تروریستی مانند سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، حمایت و همکاری اطلاعاتی با ارتش صدام در جنگ هشت ساله و... تنها بخشی از کارنامه ی ننگین آمریکا در برخورد با ایران اسلامی است. آیا می توان حتی بدون یک عذر خواهی از کنار این همه جنایت گذشت؟

5-      مذاکره یعنی معامله و داد و ستد و شیعیان از عاشورا درس خودداری از معامله و کنار آمدن با جائران و طواغیت تاریخ را آموخته اند. متاسفانه عده ای سعی کردند این گونه القا کنند که از واقعه ی عاشورا می توان درس مذاکره با طاغوت گرفت در حالی که حضرت اباعبدالله در این واقعه نه با زبان مذاکره و معامله بلکه با زبان نصیحت و نکوهش با دشمن برخورد نمودند. بازی برد برد یعنی تامین همزمان منافع جبهه ی حق و جبهه ی باطل که این امکان پذیر نیست مگر آنکه جبهه ی حق از صراط مستقیمش منحرف شود. اعتدالی که به معنی راهی مابین حق و باطل باشد، چیزی جز انحراف نیست. باید مراقب بود.

علی اصغر جاویدپرور
۲۷ مهر ۹۴ ، ۲۲:۴۹ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۶ نظر

علی اصغر جاویدپرور
۱۱ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۶ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر


علی اصغر جاویدپرور
۰۳ مهر ۹۴ ، ۱۰:۰۶ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

مذاکرات هسته ای را می توان یکی از پیچیده ترین پیچ های تاریخی نظام دانست که طی آن دشمن انقلاب اسلامی طراحی دقیق و همه جانبه ای را برای بهره برداری سوء خود انجام داده است.

اولین هدف آمریکا از این مذاکرات، اصل قبح شکنی از مذاکره با شیطان بزرگ بوده است (ببینید).  اینکه ایران انقلابی هم با همه ی شعار ها و سر وصداهای اول انقلاب، عاقبت مجبور شد ریاست آمریکا بر جهان را قبول کند و برای گرفتن حقوق خود در برابر کدخدا زانو بزند. متاسفانه این خط تبلیغاتی امروز با نهایت وقاحت توسط روزنامه های زنجیره ای به جامعه القا می شود که مگر آمریکا مار و عقرب است که از آن بترسیم؟ آمریکایی که به ما لبخند می زند، آمریکایی که وعده بهبود معیشت مردم را می دهد، آمریکایی که پرزیدنتش  رییس جمهورمان را تلفنی بدرقه می کند، آمریکایی که پیام نوروزی برایمان می فرستد!

 نشان دادن کلید حل معضلات کشور در مذاکره با آمریکا و از آن طرف بازیگری آمریکایی ها در نقش پلیس خوب، حمله ای گاز انبری است که دشمن خارجی و اعوان داخلی اش بعد از نقش بر آب شدن فتنه ی براندازی مستقیم، پی گرفته اند. وقتی با آمریکا سر میز مذاکره نشستیم، به هم لبخند زدیم و دست دوستی دراز کردیم، دیگر مرگ بر آمریکا وصله ی ناجور می شود، دیگر استکبار ستیزی و مخالفت با ظلم افراطی گری و بی تدبیری می شود، دیگر حمایت از مظلوم عملی خلاف مصالح ملی و منافع عمومی می شود. امروز آنچه برای آمریکا بیش از برجام اهمیت دارد، ایجاد تغییری هرچند کوچک در بدنه ی مردمی و مسئولین نظام در جهت اعتماد به آمریکا است (ببینید). آنچه که رهبری از آن با کد واژه ی نفوذ یاد می کنند (ببینید).

دومین هدف استکبار از مذاکرات ایجاد تفرقه و دودستگی در سطح جامعه است. اختلافی که امت را فشل کند و انرژی آن را هدر دهد. اینکه عده ای موافق توافق و عده ای مخالف آن هر روز به جنگ و دعوا بپردازند و دشمن از این آب گل آلود ماهی خود را بگیرد. این هدف را می توان در ادامه ی پروژه ی اختلاف افکنی بین مسئولین نظام و به طور مشخص رییس جمهور و رهبری دانست که با نام گذاری مدبرانه ی سال به نام هم دلی و هم زبانی دولت و ملت ناکام ماند.

هدف سوم رساندن این پیام به ملت ایران بود که اگر با آمریکا راه بیایید آمریکا هم از مساعدت به شما چشم پوشی نخواهد کرد. این هدف علی الخصوص با نزدیک شدن به انتخابات ها بیشتر در دستور کار قرار می گیرد. اینکه دولت های غرب گرا معیشت مردم را بهتر تامین می کنند و فضای اقتصادی بهتری ایجاد می کنند.

ضربه ی دشمن این بار کاری تر از دفعات قبل است و همین که بسیاری درد آن را احساس نمی کنند یا در برابر آن سردرگم شده اند، خطرناک تر بودن آن را تصدیق می کند.

اما تنها راه برای گذشتن از این فتنه، اعتصام هر چه محکمتر  به ولایت است. تاکیدات مکرر مقام معظم رهبری در هفته های اخیر بر تداوم حس دشمنی با شیطان بزرگ و تقابل با منافع این ام الفساد قرن، آن چیزی است که می بایست به هر شکل ممکن برای آحاد مردم  تشریح و تبیین شود. جلوگیری از متفرق شدن مردم به وسیله ی توصیه به اطاعت از فرمایشات رهبری و تسلیم تصمیمات ایشان بودن، دوای درد فتنه ی جدید دشمن است. خارج نمودن اهرم فشار اقتصادی از دست دشمن با اجرای دقیق سیاست های اقتصاد مقاومتی (که متاسفانه بعد از مذکرات مورد غفلت واقع شده است و رهبری تقریبا در تمام سخنرانی هایشان گریزی به آن می زنند) وظیفه ی حیاتی مسئولین دلسوز انقلاب است.

این فتنه، فتنه ی ولایت پذیری است. هرچه بیشتر در تبیین آن کوشا باشیم.

علی اصغر جاویدپرور
۲۴ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۵۹ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر


"کلیدداران کنونى کعبه لیاقت میزبانى سربازان و میهمانان خدا را ندارند و جز تأمین امریکا و اسرائیل و تقدیم منافع کشورشان به آنان کارى از دستشان برنمى آید، حکومت آل سعود، این وهابیهاى پست بیخبر از خدا بسان خنجرند که همیشه از پشت در قلب مسلمانان فرو رفته ‏اند، و حقا که (حکومت آل سعود) این وارثان ابى سفیان و ابى لهب و این رهروان راه یزید روى آنان و اسلاف خویش را سفید کرده‏اند ." صحیفه امام، ج20، صص 354-350

"کاری که امروز دولت سعودی در یمن دارد انجام میدهد، عیناً همان کاری است که صهیونیست‌ها در غزّه انجام دادند. دو جنبه دارد: یکی اینکه جنایت است، نسل‌کشی است، قابل تعقیبِ بین‌المللی است، بچّه‌ها را میکشند، خانه‌ها را خراب میکنند، زیربناها را نابود میکنند، ثروتهای ملّی را در یک کشور از بین میبرند؛ خب، این یک جنایت بزرگ است؛ این یک طرف قضیّه است؛ طرف دیگر قضیّه این است که سعودی‌ها در این مسئله خسارت خواهند کرد، ضرر خواهند کرد و به‌هیچ‌وجه پیروز نخواهند شد. دلیل خیلی واضحی دارد؛ دلیلش این است که توانایی‌های نظامی صهیونیست‌ها چندین برابر توانایی نظامی این سعودی‌های کذا و کذا [است]؛ چندین و چند برابر اینها، آنها توانایی نظامی داشتند؛ طرف مقابل آنها هم غزّه‌ی یک وجبی بود. اینجا طرف مقابل یک کشور است، یک کشور ده‌ها میلیونی؛ یک ملّت، کشور پهناور و وسیع. اگر آنها توانستند در غزّه پیروز بشوند، اینها هم خواهند توانست در اینجا پیروز بشوند؛ البتّه اگر آنها هم پیروز میشدند، باز پیروزی اینها احتمالش صفر بود؛ الان احتمالش زیر صفر است." امام خامنه ای ، 1394/1/20

اگر تا قبل از امروز همکاری و همراهی آل سعود و آل یهود برای برخی پنهان مانده بود، این هم پیالگی با تشکیل گروه های تروریستی- تکفیری در منطقه، با سرکوب جنبش های آزادی خواهانه در بحرین و عربستان، با حمله ی نظامی به زنان و کودکان مظلوم یمنی و... جای شک و شبهه ای باقی نگذاشته است. اگر امروز اخبار کمتری از جنگ افروزی و کودک کشی رژیم منحوس صهیونیستی به گوش می رسد به دلیل آن است که این وظایف به وهابیون تکفیری و در راس آنها شجره ی ملعونه ی آل سعود سپرده  شده است. اگر امروز مسجدالاقصی در چنگال خون آلود صهیونی گرفتار آمده است، دیر زمانی است که حرمین شریفین نیز سرنوشتی بهتر از آن مسجد مبارک ندارند و گام های نجس وهابیون شیطان صفت، این صحن و سرای قدسی را می آلاید. اگر طرح ها و برنامه های آل یهود ملعون جهت تخریب مسجدالاقصی همچون تیری، قلب جهان اسلام را می گزد، مدت هاست که آل سعود با تخریب بقاع متبرکه ی ائمه ی اطهار، آتش به سینه ی شیعیان و آزادگان انداخته است.

 امروز نجات حرمین شریفین و بقاع ائمه اطهار از دست آل سعود صهیونی کم اهمیت تر  از پرداختن به مسجد الاقصی نیست. امروز خون کودکان یمنی و فلسطینی همرنگ ترین خون ها و اشک مادرانشان سوزناکترین اشک هاست.

بنابراین به نظر می رسد اعلام شعار "نجات مسجد الاقصی و حریمین شریفین از چنگال آل یهود و آل سعود" به عنوان شعار محوری روز قدس امسال می تواند حرف دل مسلمانان واعلام انزجار آنان از این دو غده ی  سرطانی باشد.

"انشاءالله ما اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام از آمریکا و آل سعود برطرف خواهیم ساخت و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم نهاد و با برپایی جشن پیروزی حق بر جنود کفر و نفاق و آزادی کعبه از دست نااهلان و نامحرمان، به مسجدالحرام وارد خواهیم شد." امام خمینی (ره) 1367/4/29


علی اصغر جاویدپرور
۱۴ تیر ۹۴ ، ۱۵:۴۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳ نظر